ساعت 21 هر شب تقريبا زمان پر ترافيک تماشاي تلويزيون است که هر شبکه مجموعههاي پاييزي خود را از سر ميگيرد. شبکههاي ماهوارهيي نيز که امروز به عنوان يک رسانه همگاني و جهاني در هر خانهاي رد پايي دارد به پخش برنامههاي متفاوت و رنگارنگ مشغول است تا بينندگان و طرفداران جعبه جادويي با اين برنامه و آن برنامه کردن و چرخاندن تقريبا 1000 شبکه ملي و بينالمللي شب را به پايان برسانند.
به گزارش سرويس راديو خبرگزاري دانشجويان (ايسنا)، امروز کمتر کسي است که پاي حرفهاي يار قديمي پدران و مادران همان راديو، جعبه سخنگو بنشيند و با علاقه گوش خود را به بلندگوي خش خش کنان راديو بچسبانند و پيچ راديو را به دنبال موج ثابت و شبکه راديويي خاص نگه دارند.
خبرنگار سرويس راديو ايسنا، يك هفته و هفت شب، شنونده 7 برنامه از 7 شبکه راديويي از ساعت 21 تا22:30 بوده است.
دربارهي برنامههاي شبانگاهي راديو عدهاي از اهالي صدا معتقدند که مخاطبان رسانه از کله صبح تا آخر شب براي گذران زندگي تلاش ميکنند. پس توقعي نيست که ساعت 21 و شامگاه نيز برنامهاي با ريتم تند داشته باشيم. بايد برنامهاي براي اين ساعت طراحي کنيم که نه تنها از خستگي شنونده بکاهد بلکه او را براي شرکت در برنامه نيز همراه کند.
*شنبه ساعت 21 راديو تهران
اين شبکه که براي پايتخت نشينها پخش ميشود ساعت 21 را با پخش خبر و آگهي بازرگاني به استقبال برنامه ادبي «کلک شبانه» رفت که به مناسبت سالروز تولد نيما يوشيج پدر شعر نوين فارسي از اين شبکه شنيده ميشد. اين برنامه ادبي در طول 90 دقيقه از تولد تا مرگ نيما را در قالب ترانه ،گفتگو با کارشناسي را که آدرس منزل نيما را قدم به قدم ميداد همراه بود به طوري که نه تنها حوصلهي شنونده، بلکه حوصله دوگوينده را نيز سر برد تا اين که با قطع شدن ارتباط تلفني، به طور اتفاقي يا عمد، فضاي برنامه کمي تغيير کرد و بعد خواندن نامه نيما به همسرش ،گفتگو با شاعر و نويسنده جوان و يک کارشناس ادبي برنامه به پايان رسيد.
اين ويژگي خاصي براي شنونده تهراني در طول 90 دقيقه نداشت و به زندگي نامه نيما که بارها در کتابها و مقالات آمده بود، صرف شد.
*يک شنبه موج 93 راديو ايران
برنامه زندهي «برداشت کوتاه» ويژه جشنواره فيلم کوتاه ايران در راس ساعت 21 شروع شد؛ اين برنامه كه از آغاز اين جشنواره همراه شده بود امروز نيز از اختتاميه جشنواره ميگفت. اما به خاطر زمان تعيين شده براي اين برنامه، باعث شد نه به ابتداي مراسم اختتاميه برسد و نه به انتهاي آن، که بتواند نتايج را از زبان دبير جشنواره اعلام کند.
تنها دربرقراري ارتباط تلفني با بهرامينژاد فيلم ساز جوان و محمد آفريده برنامه خود را به پايان رساند و موفق نشدن در ارتباط گرفتن با دبير جشنواره، باعث شد که کارشناس مجري بگويد:« مسؤولان علاقه زياد به صحنه دارند» و در مقابل گوينده نيز با گفتن «اين مساله همه گير است» حرف کارشناس را تاييد و ملايمت بخشيد.
اين کارشناس ـ مجري به راحتي حرف ميزد، نقد ميکرد و سوال ميپرسيد؛البته زماني هم براي گوينده نميگذاشت؛ در اين ميان اين پرسش مطرح ميشود پس نقش گوينده در برنامههايي كه كارشناس مجري هم دارند فقط اعلام ساعت براي تاکيد بر زنده بودن برنامه است!
*دوشنبه راديو جوان ساعت 22
امروز ساعت 22 زمان شروع برنامه علمي «باشگاه دانشمندان» است که از گروه دانش و جوان پخش ميشد. در اين برنامه که سه گوينده جوان و پر شور حضور دارند با طنز و شوخي پرسشهاي جدي را از شنوندگان و مهمان طرح ميکند که در اين قسمت مهمان تلفني با خبرهاي جالب و آسماني موضوع برنامه را تعيين ميکند و ارائه روشي براي مطالعه کتاب نيز سوال از شنوندگان ميشود.
در اين برنامه آن چه که مجهول بود زمان پايان برنامه بود. يکي از گويندگان که برنامه با صداي او شروع شد در همان ابتدا گفت ساعت 22:2 که با ما تا يک ساعت و 28 دقيقه همراه هستيد و يک ربع بعد براي اعلام برنامه گفت با ما تا ساعت 22:30 همراه خواهيد بودکه بعد از زمان فرضي پايان برنامه يعني 22:30 مشخص شدکه تا يک ساعت ديگر نيز برنامه ادامه خواهد داشت و اين روز مصادف بود با قسمت آخر «سريال مدار صفر درجه»؛ و شنونده راديو متوجه نشد كي اين برنامه پايان يافت.
*سه شنبه روي موج راديو فرهنگ
ساعت 22 بر خلاف شبکههاي ديگر که برنامه ادبي علمي داشتند اين شبکه اين ساعت را به مانند تلويزيون که سريال دارد به پخش نمايش اختصاص داده بود.
نمايش «کمدي انساني» در قالب برنامهي «از رمان تا نمايش» نوشته ويليام سارويان پخش شد.
اين نمايش راديويي که به همت بازيگران اداره کل نمايش ضبط شده بود با همان تيتراژ تکراري تمامي نمايشها به روي آنتن رفت.
«نمايش ... بابازي يا نقش آفريني ... از اداره کل نمايش »
اين نمايشها گاهي نيز از داستان کتابها به عنوان نمايش نامه راديويي استفاده ميكند. با توجه به اين که اين داستان خارجي است در نمايش براي روان کردن يا نزديک کردن موضوع به ذهنيات شنونده از الفاظي رايج در فرهنگ خودمان استفاده کرد مانند «چه گلي به سر شهر زده» به هر حال اين نمايش که ياد آور داستان شاه و گداست براي پخش در اين ساعت از شب رقابت خوبي با شبکههاي تلويزيون بود. چون تمامي شبکههاي راديويي نمايش را از ساعت 23 تا 24 پخش ميکنند که اين مساله خود دغدغه اي براي سردبيران نمايش جهت مجاب کردن مديران شبکه ها در تعيين زمان مناسب براي پخش نمايش شده است.
*چهارشنبه راديو گفتوگو و برنامهي «سوفيا»
راديو گفتوگو شبکهاي تازه وارد در جمع ديگر شبکه هاي راديويي است که رسالت انجام گفتگوهاي چالشي در هر حوزهاي را بر عهده دارد؛ اين شبكه اين زمان را به بحث اخلاق و عرفان اسلامي اختصاص داده بود. گوينده اين برنامه كه ميبايست به طور فشرده به مسائلي در اين زمينه اشاره ميکرد، در عين حال هر 15 دقيقه يك بار نام برنامه و شبکه را اعلام ميکرد. او همچنين با گفتن جملاتي چون «ما وقت زيادي نداريم» و غيره، بحث ديگري را آغاز ميکرد.
*پنج شنبه راديو ورزش و «پنجرهاي رو به شب»
راديو ورزش شب ميلاد امام رضا (ع) ويژه برنامهاي را در فهرست پخش خود داشت که از ساعت 22 به روي آنتن رفت. گوينده با شور و حالي شاد برنامه را شروع و آن را ويژه ميلاد معرفي کرد، اما در خلال برنامه هيچ آيتمي ويژه اين مناسبت به روي آنتن نرفت و تنها تفاوت «پنجرهاي رو به شب» در اين روز، در خواست يک شنونده براي پخش موسيقي مجيد اخشابي بود که پس از آن نيز پخش اخبار ورزشي جهان و ديگر آيتمهاي ورزشي، برنامه را به رسالت قبلي خود يعني تنها ورزشي بودن بازگرداند.
*جمعه روز پاياني هفته و راديو پيام
بخش شبانگاهي راديو پيام در ساعت 22 با خبر شروع ميشود و پس از آن حدود سي تا چهل دقيقه گوينده مدام سرحال نبودن خود را به مخاطب گوشزد كرد و آن را به علت بيداري ممتد آن هم به مدت 72 ساعت دانست.
در حالي كه برنامههاي راديو پيام غالبا ترکيبي از موسيقي و خبراست، در اين ساعت ديگر از اخبار ترافيکي خبر نبود و تنها آنتن شبكه با خواندن اشعاري توسط گوينده و يادآوري خاطرات دوران وظيفه، پر شد. پس از آن نيز بخش خبري 22 و 30 دقيقه به روي آنتن رفت و سپس ادامه خاطرات گوينده پخش شد.
این هم یک روش است برای ارزیابی !!! تعمیم جزء به کل !شما موافق هستید با این روش؟!!
به نظر من اگر رادیو چند دوست اینگونه داشته باشد نیازی به دشمن نخواهد داشت هرگز!!