می گفت:نفرین سه طایفه بر ما کارگر نیست!۱.دانش آموزان ۲.دانشجویان ۳.خانواده!
می گفت:بیشتر درس بخوانید.
می گفت:اگر درس خوان هستید از امروز شروع کنید!
وقتی با او حرف می زدم می گفت:دخترم! از ترم بعد جبران می کنم و حقت را به طور حقیقی می دهم!
می گفت:اگر کاستی و کاهشی داشتید برطرف کنید!
خیلی سخت است اینکه هیچگاه تاخیر نکنی،هرگز غیبت نداشته باشی،همیشه کارت را به موقع تحویل
دهی و همیشه سخت بخوانی و بعد نتیجه ی عکس ببینی...!
امروز روز دوم ترم بود و دشت اولمان خواندن کلیله و دمنه،متن کامل مرصادالعباد و درک و فهم دفتر اول
مثنوی بود،خدا تا آخر هفته را به خیر کند!
له می شوی وقتی می شنوی:"رشته ی شما که روان تر از آب است!"می خواهی دو دستی به سر
خودت بکوبی!یکی نیست بگوید اگر اینطور است:بسم الله! وارد شو!
کمتر از پانزده روز دیگر کنکور کارشناسی ارشد و من امیدوار...
به همین مناسبت طنزی نوشته ام برای ستون آزاد که ان شاالله اگر مقبول سردبیر افتد در شماره ی
اسفند چاپ خواهد شد.
فعلا همین، ناراحت بودم و این شاید رفع ناراحتی بود.
ضمنا" من هستم! اینجا،جایی نرفته ام که!