تبليغاتX
غزل ناب جوانــــی

غزل ناب جوانــــی


 

 

 

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

هرگاه بهار را می بینید قیامت را بسیار یاد کنید.

 

آخرین برگ تقویمهای هشتاد و شش باطل می شود و برگهای درخت باغچه چراغ سبز نشان می دهند و تولد خویش را جشن می گیرند.

اداره ی ثبت احوال روزگار این روزها پرکارتر از همیشه است چرا که تمام اجزای طبیعت و هستی از نو متولد می شوند و باید برایشان شناسنامه صادر کند.باید در شناسنامه ی همگی شان مهر بزند.همه ی کارکنانش صادقانه شبانه روز کار می کنند،از کمبود جیره و مواجب گله ای ندارند،خانواده شان به این همه کار آنها اعتراضی نمی کنند.هر لحظه و هر دم تولدی رخ می دهد و آنها باید ثبت کنند.بهار همیشه برایشان موسم پردردسری است!چرا که تولد از همیشه بیشتر است!

امسال سال خوبی بود،نه که سراسر خوب بوده باشد،اگر به دیده ی اغماض بنگرم دو سومش خوب بود.سال کشف مشترک من و یکی از دوستانم بود!چه کشفی؟

اینکه از "ادبیات هم می توان پول درآورد!"(البته می توان،حالا کو توان؟!) و اینکه به قول یکی از اساتید یک دانشجوی ادبیات از در دانشکده که بیرون برود اگر روی پله ی اول حیاط دانشکده بایستد با دست خالی و جیب خالی(!) می تواند یک گردهمایی عظیم ایجاد کند و در مورد تمام مسائل داخلی و خارجی حرف بزند! البته یک گردهمایی سرپایی،چون در حیاط دانشکده صندلی نچیده اند! و یا اینکه در صورت روبه رو شدن با یک خبرنگار یا گزارشگر می تواند خیلی مسلط در مورد مساله ی موردپرسش صحبت کند!

اینها که گفتم ابدا خودزنی حساب نمی شود!

گذشته از شوخی ادبیات فارسی همیشه برایم اولین انتخاب است حتی اگر دیگران بگویند چرا با رتبه ی سه رقمی رفتی ادبیات؟آرزویم این بود که فقط یک بار وارد دانشکده ی ادبیات فردوسی شوم که الحمدالله در حال حاضر اینقدر واردش می شوم که آرزویم برعکس می شود! حالا آرزویم این است که وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شوم و با "کوه" ملاقات کنم.کوهی که سه شنبه ها نشست دارد و در دامنه اش بسیار کسان می نشینند."دکتر شفیعی کدکنی".تعبیر کوه برای ایشان را زنده یاد قیصر امین پور در شعر "سه شنبه" به کار برده است. شاعری که در یکی از همین سه شنبه ها تنها گذاشت کودکی ها و جوانیها و عمر خیلی ها را...خاطره ی یک بار ملاقات با این کوه همیشه استوار است و زنده در ذهنم.

تمام عید را باید درس بخوانیم.تکلیف عید هم داریم!

امسال خیلیها را دیدم،با خیلی ها آشنا شدم و با خیلی ها هم کاش آشنا نمی شدم!به یک چیز مهم در خودم پی بردم که نمی توانم بگویم چه چیزی بود...در کل بهار و تابستان و پاییز و زمستان خوبی بود!

هنگام سال تحویل اول برای تحول و بعد برای آرامش دعا کنید.(از این دعای مائده خیلی خوشم آمد چون اگر این دو مورد باشد همه چیز در پی آنهاست،تا قبل از سفرش هم می گفت برای این دو خیلی دعا کن،حالا شما هم خیلی دعا کنید.)

(ذکر این نکته هم برای کسانی که می خواهند سبزه گره بزنند ضروری است که قبل از انجام این کار شرایط گره زدن سبزه را در شماره ی آخر ماهنامه ی گل آقا بخوانند و بعد اقدام به گره زنی کنند! از ما گفتن بود،بعد نگویید چرا سبزه گره زدیم و هیچ اتفاقی نیفتاد!!)

 

"برنامه ی سال تحویل رادیو جوان را هم از دست ندهید.اجرای برنامه به عهده ی  نیما رئیسی و فرزاد حسنی است،دوم  ِ سریال چارخونه هم یکی از مهمانان برنامه است.ساعت هشت صبح پنجشنبه."


سال خوبی داشته باشید،برای ما هم اگر دلتان خواست دعا کنید،هیچ اجباری در کار نیست.

نرم نرمک می رسد اینک بهار،خوش به حال روزگار...

 

نوشته شده در  ساعت 22:46  توسط الهه آرانـیـان  | 


دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

ستون آزاد

 

دانلود کنید.

ویژه نامه ی نوروزی ماهنامه ی طنز و کاریکاتور ستون آزاد

 

این شماره با حضور سردبیر نام آشنای رادیوجوانی "مهدی استاد احمد".

 

 

نوشته شده در  ساعت 22:41  توسط الهه آرانـیـان  | 


جمعه بیست و چهارم اسفند 1386

در ترافیک گیر کرده!

 

  بهاران می رسد از راه

در حریر نسیم موج و شکن می افتد و گلها به رقص در می آیند.

اینک جوانی درختها را ببین،پشت لبشان سبز شده و مغرور ایستاده اند تا استقبال کنند قدمهای

حضرت بهار را.

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دیدن صحرا و تماشای بهار

"این بامداد نزدیک است."

*********************************************************************

رادیویی:

طبق گفته های دکتر شهرام گیل آبادی به دلیل فعالیت زیاد حلقه ی وب مشهد جلسه ی بعدی حلقه ی وب در مشهد برگزار خواهد شد.در صورت تمایل خوشحال شوید.

 

 

نوشته شده در  ساعت 14:52  توسط الهه آرانـیـان  | 


پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386

نتایج

 

نتايج نهايي شمارش آراء اولين دوره انتخابات هيئت مديره حلقه وبلاگ نويسان راديو جوان بدين شرح اعلام مي گردد :

 

اعضاء اصلي :                                آراء

 

1.  محمد جواد عبدی(مشهد)                 50

2.  زهره بهتاج(شیراز)                        48

3.  مریم مقنی پور(یزد)                        39

4.  الهه آرانیان(مشهد)                        38

5.  ارکیده هاشمی(تهران)                     37

6.  فاطمه کوچکی(تهران)                     25

7.  ستاره نجف آبادی(تهران)                  24

 

 

اعضاء علي البدل :                         آراء

 

1.  رعنا شمس(تهران)                     23

2.  نیلوفر قاسمی(مشهد)                   22 

3.  نگار ممتازیان(اصفهان)                18

4.  ریحانه سادات یاسینی(تهران)         

 

پیام دکتر شهرام گیل آبادی،مدیر شبکه ی رادیویی جوان:
سلام
خدا رو شکر که حلقه داره به بلوغ خودش نزدیک می شه.
من به نیابت از همه ی دوستان شهرستانی حلقه تو جلسه شرکت کردم.
به همه ی حلقه وبی ها تبریک می گم جلسه ی خوبی بود .
به هیئت موسس هم تبریک می گم .
به بچه هایی که صدای حلقه شدن هم تبریک می گم . تاوقتی مسولیت نداشتید فقط خودتون بودید اما الان شما باید حلقه ی وب و بهتر بگم باید همه باشید . همه بودن یعنی گذشتن از خود برای دیگران ..... راستی خیلی سخته مگه نه ؟

 

منبع: رادیوجوان آنلاین

 

نوشته شده در  ساعت 7:51  توسط الهه آرانـیـان  | 


شنبه هجدهم اسفند 1386

شماره ی دوم

 

دومین شماره ی مجله ی الکترونیکی "پرانتز باز" منتشر شد.

این شماره با حضور نوشتاری "حامد جوادزاده " در صفحه ی جامعه.

 

                            "متفاوتیم،همین!"

****************************************************************** 

ما به هیچ نهاد و حزبی وابسته نیستیم و کاملا" مستقل می باشیم!و خطمان هم مستقیم است!

 

حالیا مصلحت وقت در آن می بینم            که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم          یعنی از اهل جهان پاک دلی بگزینم

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم             تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر             این متاعم که همی بینی و کمتر زینم

 

حرفی نمانده باقی،حافظ به ما مهلت حرف زدن نداد،هم از طرز گزینش صحیح گفت و هم شرح حال ما را!

 

 

نوشته شده در  ساعت 18:26  توسط الهه آرانـیـان  | 


پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

ناگهان گذشت؟!

 

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم

تقویمها گفتند و ما باور نکردیم

 

یک سال گذشت و این گذشتن خوشی و ناخوشی زیادی را با خود داشت!

هفت و چهل و دو دقیقه ی چهارشنبه شانزدهم اسفند ماه هشتاد و پنج.

 

بدی ها را به پای کم سن و سالی بگذارید و خوبی ها را به شرط موجود بودن به پای درخت!!

 

Click for Full Size View

 

گاهی غزل ناب تبدیل می شد به یک قصیده ی طولانی!گاهی هم می شد یک رباعی چهارمصراعی و گاهی هم می شد ترجیع و مدام تکرار می شد.

مسیر زندگی ام به واسطه ی این صفحه ی مجازی تغییر کرد،در ازای به دست آورده ها چیزهایی هم از دست رفت که البته ناچیز بود!

نمی دانم در صورت افزایش سن ما،با غزل ناب جوانی باید چه کرد؟!! احتمالا به مرثیه ی ناب پیری تغییر نام خواهد داد!!

*تولد یک سالگی ات مبارک.*

 

 

نوشته شده در  ساعت 8:15  توسط الهه آرانـیـان  | 


شنبه یازدهم اسفند 1386

 

دلش شیشه ای بود و با وزش اولین باد لزرید و شکست.

 

مرداب در طول عمرش فقط درجا می زند.

 

آرزوی نهال کوچک این است که دستش به خورشید برسد.

 

سر در مغازه ای نوشته شده بود:*لباس عروس فاخته*!

 

* فاخته:پرنده ای که نماد بی وفایی است.

 

نوشته شده در  ساعت 18:18  توسط الهه آرانـیـان  | 


چهارشنبه هشتم اسفند 1386

فروغ ٍ روزهای تاریکی...

 

"نوعی سوررئالیسم در شعر فروغ فرخزاد" عنوان مبحثی بود که دکتر پورخالقی امروز ارائه داد. این استاد فرزانه همیشه برای من نمونه و الگوی یک زن بلند همت و مقتدر در تمام امور بوده است.خاقانی را باچنان شور و صلابتی درس می دهد که دلت می خواهد تمام دیوان خاقانی را یک جا بفهمی.

عروض و قافیه را آنچنان درس داد که به گمانم هرگز نقشش ازذهنم نرود.و امروز با شیوایی و روانی همیشگی اش از سور رئالیسم موجود در شعر فروغ گفت."قلبم را می خواهم مثل میوه ای رسیده به درخت آویزان کنم."

فروغ نماینده ی زن مدرن ایرانی که دوست دارد نو فکر کند،نو بیندیشد و دیگران را هم نو ببیند و از همین رو به سنت ها پشت می کند و عرف و هنجار را می شکند نه به معنای از دست دادن سنت ها بلکه به معنای اینکه شکسته ها ارزشهای تازه را بیافرینند.

امروز در تالار دکتر علی رجایی بخارایی بحث جذابی درگرفت.

به این فکر می کنم که می توان سوررئالیسم را منحصر به ادبیات و نقاشی و سینما و...ندانست؟! و آیا می توان نمونه هایی از آن را در رفتار مردم عادی مشاهده کرد؟!اگر پاسخ مثبت باشد به گمانم می توان نمونه های فراوانی ذکر کرد.مثلا" یک نمونه اش را می توان در وعده های انتخاباتی برخی نمایندگان مجلس دید،آن زمان که از تحقق اموری خبر می دهند که در عالم خواب و رویا هم به زحمت می توان به آنها جامه ی عمل پوشاند!

یا آن زمان که پسری عاشق می شود و به جهت رسیدن به وصال آنچنان سخنان فراواقعی می زند که جز سور رئالیسم نامی نمی توان بر آن نهاد!

کسی به فکر گلها نیست

کسی به فکر ماهی ها نیست

کسی نمی خواهد

باور کند که باغچه دارد می میرد

که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهی می شود

و حس باغچه انگار

چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیده است.

...

"فروغ فرخزاد"

 متن کامل سخنرانی دکتر در وب"افسون سخن"

 

نوشته شده در  ساعت 18:39  توسط الهه آرانـیـان  | 


یکشنبه پنجم اسفند 1386

حرف حساب

 

میز قاضی توسری خورترین چیزی است که تا به حال دیده ام!

 

قطره های باران از شوق رسیدن به زمین با سر به زمین می خورند.

 

لای چرخهای زندگی ام چوب گذاشتند.

 

دانه های برف،پاک کن خط خوردگی ها و اشتباهات هستند...

 

خورشید علی رغم میل باطنی اش بر همه یکسان می تابد کماکان!

 

 

نوشته شده در  ساعت 20:55  توسط الهه آرانـیـان  | 


پنجشنبه دوم اسفند 1386

ارتفاع پست!؟

 

دیروز عصر کنکور گروه زبان و ادبیات فارسی.مکان:دانشکده ی علوم اداری و اقتصاد.

راهروها شبیه به هم و مثل بیمارستان!طوری که موقع خارج شدن نمی دانستم از کدام طرف باید بروم!و از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود!که بالاخره با راهنمایی یکی از مراقبها خارج شدم!

 

یکی می گفت:"آسون بود خیلی!اگه می خوندم حتما قبول می شدم."

دیگری می گفت:"من که به خاطر کیکش اومده بودم!"

یک ورودی هشتاد و سه می گفت:"این که آزمایشی یود ایشالا می خونم که سال دیگه قبول شم!"

یکی از بچه های هشتاد و سه ای به من گفت:تو اینجا چی کارمی کنی؟!

خلاصه حرفهای اکثریت حکایت از ساده بودن امتحان داشت!من با اینکه سال دیگر کنکور اصلی را می دهم و امسال بیشتر برای محک زدن خودم و شرکت در المپیاد،کنکور دادم و تمام منابع امتحان را نتوانستم آنطور که باید بخوانم امتحان خوبی دادم!سوالات نثر و کلیات فوق العاده ساده بودند.

فعلا صبر می کنم تا اردیبهشت ماه جلالی.

سی و هفت هزار نفر امسال پذیرفته می شوند.آرزوی موفقیت دارم برای تمام دوستان و آشنایان و ...

همان کسی که می گفت امسال آزمایشی شرکت کردم دیشب برای ساعت نه بلیط داشت.می گفت از بس درس خواندم خسته شدم،می روم مسافرت!

الهی هر که بالا رفت ،نیفتد و هرکه بالا نرفت،پایین تر نرود!

 *********************************************************************

 

وقتی آغاز شدی برایت ترانه ی آبی اسفند را سر دادند و حالا در امتداد مسیرت ما برایت ترانه ی آبی اسفند را سر می دهیم.چهارم اسفند ماه سالروز تاسیس شبکه ی رادیویی جوان مبارک.

بزرگیها کردی با این سن کم!...

 

نوشته شده در  ساعت 12:23  توسط الهه آرانـیـان  | 


درباره ي من

به آیین دل سلام!

و بیارید سبد،ببرید این همه سبز


دانشجوی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی.
حکمتی داشته است فارسی خواندن من در جایی به نام فردوسی!
باید زیر سایه ی کسی فارسی را خواند که سی سال رنج برده باشد و عجم را زنده کرده باشد بدین پارسی.


 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385

موضوع مطالب
لينک دوستان

دکتر محمد جعفر یاحقی
دکتر سید مهدی زرقانی
حامد جوادزاده
هم پرسه
گلک و دوستان!
دکـتر مــحمـود فتوحی
مائده بنابی
زهرا هدایتی
آقا میلاد
دلارام محرمی
مائده بنابی(2)
سینا هنربخش
مریم قاسمی
الهه رهبر
شیوا شوق
مهدی حسینیان
عطیه نجفی
علی منصورفر
سعادت
پیام
سر خط خبرهای رادیو جـوان
نیلوفر قاسمی
توسکا بینا
یه پارازیتی
رسول شریف
آقای شــریـف
حامد مرادیان
فاطمه و ثمانه و آرزو
آقا مجید
شیوا شوق(2)
نرگس یگانه
دکتر محمدرضا ترکی
پریسا گلی نیا
پردیس ترابی
محدثه آقاجانی و سحر تفرشی
سید حسین حسینی
ارکیده هاشمی
شکـوفه پاک جامــه
رایـــــا
امیرعلی وحدت
مجله الکترونیک پرانتــــز بـــاز
آتبین محبتی
فرشته جعفری
غـــزل
رضا ساکی
صالح شخصی
مجتبی آذری
سید امید محرم پور
میثم فکری
نگار ممتاریان
کلوپ هفــت نشــونه
محمد دلاوری
هشـنگ
شهرزاد رحیم نژاد
میترا دهقان
حسن احمدی فرد
ستاره نجف آبادی
مرجان شاهی
امیر کریمی
نشریه ی طنز ستـــون آزاد
ارژنــــــگ حاتمی
بهـار
فائقه تاجیک
فریـــده
مریم مقنی پور
میترا سلیمانی
الهه منورچی
غرغرو(م.ن.ر)
سعید ترشـیزی
کیمیــــا
..::ایمان افتــــخاری::..
عرفــــانه
ماریـــــــا
نازنیـــــــن
گل یاس شـــیــــرازی
نـــــــدا
ندا خورشیدی
کاکـو شــیرازی
رویــــــا
یک محمد!
چــشم ســــــوم
فائزه اعتماد
متفاوت اما دوســـت داشتنی
من و محدثه آقاجانی
نگـــــــار
محمد جواد عبـدی
کتایون نوایی
ســارا
فرشته توحیدی
چـــهارراه جوووووووونــــی
مرجان شاهی(2)
سارا فراهانی
فیلسوف جوان
بـی جـهـت(هم خاک)
خـاک انـداز
زهرا قربانی و فرشته شکوری
زهرا هدایتی(2)
محدثه آقاجانی و زهرا هدایتی
الهه صابر
بهاره
خلیل جوادی

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين